الشيخ محمد علي الگرامي القمي
7
لو لا على (ع) (فارسى)
براى اسلام و مسلمين بودند . پيامبر ( ص ) على ( ع ) را ميزان اسلام واقعى قرار داد ، آنها كه با على ( ع ) هستند مؤمن واقعى هستند و آنها كه با آن حضرت نيستند ايمان ندارند . جاى تعجب است كه با اين همه صراحت در گفتار پيامبر ( ص ) چگونه مسلمين على ( ع ) را رها كردند و به دنبال جبت و طاغوت رفتند ؟ ! پيامبر ( ص ) به طرق مختلف ، حقانيت على ( ع ) را تبيين نمود تا جاى هيچ گونه شبهه اى نباشد ، « على با حق است و حق با على » ، « على وصى و وزير و خليفهء من است » ، « على ميزان شناخت مؤمن از منافق است » ، « على براى من ، به منزلهء هارون براى موسى است . . . » ، « من شهر علم هستم و على در آن است » ، « من وعلى ، دو پدر اين امت هستيم » و . . . . . . امامان پس از على ( ع ) نيز مقام امامت را به خوبى توضيح داده و حتى گفته اند كه : « ما اسماء خداوند هستيم » ، « ما با خداوند حالاتى داريم كه گويا ما ا و و او ما هستيم » ، « ما را از خدايى پايين آورده و آن گاه هرچه مى خواهيد از فضايل بگوييد » . قواعد محكم فلسفه و تحقيق در غرض از خلقت عالم و آدم نيز همين معانى را مى رساند . بدين جهت چند فصلى را دربارهى على ( ع ) ، مقام و امامت آن سرور و نيز ظلمى كه به آن حضرت شد ، ذكر مى كنيم به اميد ان كه وسيله اى براى تقرب به آن سرور وتذكرى